X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

امیروزسافت, دانلود رایگان نرم افزار و مقالات تخصصی پیراپزشکی . . . amiroozsoft
دانلود سریع و معرفی نرم افزار و مقالات تخصصی پیراپزشکی 
تبلیغات امیروزشاپ
موچین گوش و بینی Hygienic Clipper
نویسندگان امیروزسافت

امیر رسولی طهرانی Dr amirooz 810 میلاد 8 علی 2 فریبرز 15
امار امیروزسافت

تعداد بازدید ها: 999367

بفرمایید


دختر زیبایی که یک روح سرکش شد!!

همیشه داستان های زیادی در مورد دیده شدن ارواح و یا شنیدن صداهای عجیب و غریب از خانه هایی که در آنها اتفاق بدی رخ داده است و صاحبانشان کشته شده اند، به گوش می رسد اما صحت بیشتر این موارد به اثبات نرسیده است. در تمام دنیا داستان ها و افسانه های بسیاری در مورد ارواح شنیده می شود که بخشی از تاریخ کشورها را تشکیل می دهند.

در دنیا عده زیادی وجود دارند که بی رحمانه و بی گناه کشته شده اند و مردم بر اساس باورهای عامیانه فکر می کنند که روح این افراد در آرامش نیست و برای گرفتن انتقام و اجرای عدالت در اطراف محل مرگشان پرسه می زنند. افرادی که در زمینه ماوراء الطبیعه تحقیق می کنند معتقدند که اثبات یا رد چنین مسائلی نیازمند تحقیقات بسیار است.

یکی از داستان های ارواح که نسل به نسل و بیش از ۴قرن است، در مکزیک نقل می شود افسانه زن نالان است. داستان زنی است که در نیمه های شب با ناله و شیون گریه کرده و دائم فرزندانش را صدا می زند؛ «کودکانم، کودکان بی گناه من». ادعا می شود ناله های این زن آن قدر بلند و جانسوز است که تقریبا در تمام شهر شنیده می شود. بعضی از مردم ادعا می کنند که حتی روح این زن را دیده اند که لباسی کهنه و پاره به تن دارد و روی آن لکه های خون دیده می شود.

اما داستان این گریه های شبانه به این قرار است که در حدود ۴۶۰ سال پیش یعنی در سال ۱۵۵۰ در مکزیک دختری دورگه سرخ پوست و اسپانیایی به نام لوئیزا دونا -لوئیزا که البته در بعضی از داستان ها ماریا نامیده می شود- زندگی می کرد. زیبایی این دختر به حدی بود که گفته می شد زیباترین دختر دنیاست.

همین زیبایی باعث شده بود تا دچار غرور شود. هرچه ماریا بزرگ تر می شد غرور او نیز بیشتر می شد تا حدی که حتی جواب خواستگارانی که در دهکده داشت را نیز نمی داد و عقیده داشت زیباترین دختر دنیا باید با زیباترین مرد ازدواج کند. در یکی از روز هایی که او در انتظار مرد رویاهایش سوار بر اسب سفید بود، یکی از نجیب زادگان اسپانیایی به نام دون نونو مونتکلاس که به مکزیک مهاجرت کرده بود و اتفاقا چهره ای زیبا داشت وقتی از دهکده آنها گذر می کرد با ماریا آشنا شده و با او ازدواج کرد.

در این زمان ماریا تصور می کرد که خوشبخت ترین زن روی کره زمین است و این خوشبختی با به دنیا آمدن فرزندانش تکمیل شد. آنها صاحب سه فرزند شده بودند. در این مدت دون نونو برای دیدن پدر و مادرش مرتب به شهر می رفت و بازمی گشت تا اینکه در یکی از همین سفر ها رفت و هیچگاه بازنگشت. پس از گذشت چند ماه ماریا برای یافتن همسرش به شهر رفته و بالاخره او را پیدا کرد اما یکباره با صحنه ای باور نکردنی روبه رو شد. او، همسرش را در میان یک جشن عروسی یافت؛ دون نونو داشت با دختری از یک خانواده متمول اسپانیایی ازدواج می کرد.

در این هنگام ماریا ساکت نمانده و به همه گفت که من همسر این مرد هستم اما دون نونو گفته های او را تکذیب کرد و گفت من هرگز با زنی بی اصالت مانند تو ازدواج نخواهم کرد و ماریا را به طرز بدی از جشن بیرون کردند. ماریا درمانده و مستاصل، با حس کینه ای عمیق به دهکده بازگشت و در یک حمله جنون آنی به طرز فجیعی کودکان خود را با ضربات چاقو به قتل رساند.

پس از چند ساعت وقتی کمی آرام شد تازه فهمید که چه کاری انجام داده است، ماریا دیوانه وار جیغ می زد و با لباس هایی که غرق در خون بود در خیابان می دوید که دستگیر شد و به جرم قتل فرزندانش مدتی زندانی و بعد از آن به اعدام محکوم شد. زن جوان لوئیزا در میدان اصلی شهر و در ملاءعام به دار آویخته شد و جسد او مدت ها بر دار باقی ماند تا عبرتی باشد برای دیگران. اما این پایان داستان او نبود زیرا از آن به بعد مردم مکزیکوسیتی بعد از گذشت این همه سال هنوز تصور می کنند که صدای او در گوشه و کنار شهر و در اطراف خانه ای که کودکانش را در آنجا به قتل رسانده بود به گوش می رسد که با گریه و ناله فرزندان خود را صدا می زند. به همین دلیل مردم نام او را لا لورنا به معنی زنی که ناله می کند گذاشته اند.


بقیه در ادامه ی مطلب

برای بهتر باز شدن بلاگ توصیه میشود که از مرورگر fire fox استفاده شود


در این هنگام ماریا ساکت نمانده و به همه گفت که من همسر این مرد هستم اما دون نونو گفته های او را تکذیب کرد و گفت من هرگز با زنی بی اصالت مانند تو ازدواج نخواهم کرد و ماریا را به طرز بدی از جشن بیرون کردند. ماریا درمانده و مستاصل، با حس کینه ای عمیق به دهکده بازگشت و در یک حمله جنون آنی به طرز فجیعی کودکان خود را با ضربات چاقو به قتل رساند.

پس از چند ساعت وقتی کمی آرام شد تازه فهمید که چه کاری انجام داده است، ماریا دیوانه وار جیغ می زد و با لباس هایی که غرق در خون بود در خیابان می دوید که دستگیر شد و به جرم قتل فرزندانش مدتی زندانی و بعد از آن به اعدام محکوم شد. زن جوان لوئیزا در میدان اصلی شهر و در ملاءعام به دار آویخته شد و جسد او مدت ها بر دار باقی ماند تا عبرتی باشد برای دیگران. اما این پایان داستان او نبود زیرا از آن به بعد مردم مکزیکوسیتی بعد از گذشت این همه سال هنوز تصور می کنند که صدای او در گوشه و کنار شهر و در اطراف خانه ای که کودکانش را در آنجا به قتل رسانده بود به گوش می رسد که با گریه و ناله فرزندان خود را صدا می زند. به همین دلیل مردم نام او را لا لورنا به معنی زنی که ناله می کند گذاشته اند.


با امیروزسافت amiroozsoft هم سر گرم شوید و هم به راحتی فقط دانلود کنید


به قول معروف: تا مارو دارین سرگرمی و دانلود کم ندارین.
حتما نظر بدین تا در راستای پیشنهادات شما معایب خودمونو برطرف کنیم
با تشکر

[ پنج‌شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1389 ] [ 14:37 ] [ امیر رسولی طهرانی Dr amirooz ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

افزایش آمار بازدید
تبلیغات امیروزشاپ
سشوار مسافرتی
موضوعات وب
تبلیغات امیروزشاپ
مودم بلوتوث کامپیوتر Bluetoth Modem
پیج رنک امیروزسافت
فروش ویژه

سیم کارت ریدر sim CARD reader برای خواندن شماره ها و sms از سیم کارت
تبلیغات

شارژر خورشیدی موبایل (سولار شارژر solar charger)
قالب بلاگفا حافظ پارس خودرو